امیرالمومنین علی علیه السلام از سابقون است

:: امیرالمومنین علی علیه السلام از سابقون است

 سلمان می گوید رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

نخستین کسی که از شما وارد حوض کوثر می شود اولین شما در اسلام است و او علی بن ابی طالب است.(1) بعضی از علماء اهل تسنن می گویند اولین مسلمان ابوبکر است قطع نظر از روایاتی که از شیعه و سنی در این رابطه آمده است که اولین مسلمان حضرت مولا علی علیه السلام است اصلا علی بن ابی طالب در هیچ زمانی کافر نبوده که بگوییم چه وقت مسلمان شد آیا می توان گفت رسول خدا صلی الله علیه و اله کی ایمان آورد ؟ رسول خدا از اول ولادت تا روز وفات بر دین اسلام و شریعت قرآن بود و علی علیه السلام نیز از طفولیت در کنار رسول خدا بوده و با او در کوه حرا و خانه و صحرا همراه بوده و هر چه او انجام می داد علی نیز آن را پیروی می کرد ولی در مورد بقیه این طور نیست بلکه بعضی از آنها سال ها بت پرستی کردند و سپس اسلام اوردند . لذا از حذیفه روایت شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود : علی بن ابی طالب در میان مردم مانند قل هو الله احد در قرآن است (2) حالا معنی این حدیث بهتر به دست می اید . 


منابع : 1. مستدرک الحاکم ج 3 ص 136 و اسدالغابه ج 2 ص 17 و تاریخ بغداد ج 2 ص 18 و کنز العمال ج 6ص 400

2. مناقب ابن مغازلی ص 266 - نجم 1 و2

منبع : طلـبه فاطمـــیامیرالمومنین علی علیه السلام از سابقون است
برچسب ها : علیه ,رسول ,الله ,السلام ,مسلمان ,اولین ,الله علیه ,علیه السلام ,اولین مسلمان

فضیلت های امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام

:: فضیلت های امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام

 فضیلت های امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام  در کتب اهل سنت 


سخن معاویه :

معاویه هر سوالی که برایش پیش می امد ، می نوشت تا جوابش را از امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام  بپرسد . هنگامی که خبر شهادت امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام  به معاویه رسید ، گفت : با مرگ پسر ابوطالب ، فقه و دانش هم از بین رفت . برادر معاویه که عتبه نام داشت به معاویه گفت : مبادا مردم شام این حرف را از تو بشنوند . معاویه گفت : رهایم کن ! 

منبع : الاستیعاب ج 3 ص 209 


منبع : طلـبه فاطمـــیفضیلت های امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام
برچسب ها : معاویه ,السلام ,علیه ,حضرت ,امیرالمومنین ,علیه السلام ,امیرالمومنین حضرت

ابن عربی عمر را معصوم می داند !

:: ابن عربی عمر را معصوم می داند !

محی الدین ابن عربی برای عمربن خطاب مقام ویژه ای از تقوا و کمالات قائل شده است و ان را منشا عصمت وی می داند ، در فتوحات می گوید :

... لهذا قال ( صلی الله علیه ( و آله ) و سلم فی عمر بن الخطاب یذکر ما اعطاه الله من القوه یا عمر ! ما لقیک الشیطان فی فج الا سلک فجا غیر فجک ! فدل علی عصمته بشهاده المعصوم و قد علمنا ان الشیطان ما یسلک قط بنا الا الی الباطل و هو غیر  فج عمر بن الخطاب فما کان عمر یسلک الا الی فجاج الحق بالنص فکان ممن لا تاخذه فی الله لومه لائم فی جمیع مسالکه ( به همین جهت پیامبر هنگامی که نیرویی را که خدا به عمر بن الخطاب داده است به یاد اورد ، درباره او فرمود : ای عمر ! شیطان تو را در راهی ملاقات نمی کند مگر اینکه راهی غیر از راه تو را می پیماید . )

این حدیث دلالت دارد که عمر معصوم است . زیرا ما می دانیم که شیطان هیچ گاه ما را به راهی نمی برد مگر راه باطل و ان راه غیر از راه عمر است ، پس عمر به دلالت این نص معصوم است و راه های حق را می پیماید ، پس او از کسانی است که در تمام روش هایش در راه خدا ، از سرزنش هیچ سر زنش کننده ای نمی هراسد .

متاسفانه ابن عربی برای اثبات عصمت عمر بن الخطاب به احادیثی جعلی از منابع حدیثی اهل سنت تمسک کرده است که غالبا متضمن بی احترامی و توهین به مقام مقدس رسول الله صلی الله علیه و اله است. از آن جمله :

1- در صحیح بخاری آمده است :

عمربن خطاب اجازه گرفت تا بر رسول خدا وارد شود و در حالی که گروهی از زنان قریش خدمت آن حضرت بودند و با آن حضرت سخن می گفتند و پر حرفی می کردند و صداهایشان بالا گرفتهب ود . هنگامی که عمربن خطاب اجازه ورود گرفت برخاستند و حجاب کردند ، عمر وارد شد در حالی که پیامبر می خندید ... پیامبر فرمود : عجب دارم از این زنانی که نزد من بودند چون صدای تو را شنیدند حجاب کردند ! سپس فرمود : یا ابن خطاب ! قسم به کسی که جانم در دست قدرت اوست هیچ گاه شیطان تو را در راهی که می روی ملاقات نکرده مگر اینکه از راهی غیر راه تو رفته است ( صحیح بخاری ج 3 ص71 ) 

2- در سنن ترمذی آمده :

دختری سیاه چهره خدمت رسول خدا رسید و گفت یا رسول الله ! نذر کرده بودم اگر خدا شما را سالم از جبهه برگرداند ، پیش روی شما بنوازم و اواز بخوانم ، پیامبر به او فرمود : اگر نذر کرده ای بنواز و الا نه ! 

دخترک شروع به نواختن کرد ابوبکر آمد همچنان می نواخت ، علی ( علیه السلام ) وارد شد همچنان می نواخت ، عثمان امد همچنان می نواخت ، سپس عمر وارد شد ، پس طبل را زمین گذاشت و بر رویش نشست . پیامبر فرمود : ای عمر شیطان از تو می ترسد ...( سنن ترمذی ج5 حدیث 3690) 

در این احادیث ساختگی چندین فضیلت و برتری برای عمر نسبت به پیامبر صلی الله علیه و اله آمده است : 

1- زنان بدون رعایت حجاب خدمت پیامبر هستند در حالی که بلند سخن می گویند ، می خندند و پیامبر نیز بدون نهی از منکر با انان می خندد ، اما زنان از عمر می ترسند و حجاب را کامل می کنند زیرا وی بر خلاف پیامبر از گناه روی گردان و به نهی از منکر پایبند و به تعبیر ابن عربی معصوم است !

2- شیطان در محضر مقدس رسول الله حضور پیدا می کند و به وسواس و اغوا می پردازد اما نه تنها شیطان در مجلس ظاهر نمی شود بلکه شیطان از راهی که عمر عبور می کند عبور هم نمی کند !

3- خود پیامبر صلی الله علیه اله - نستجیر بالله به پای کوبی و رقص و نواختن علاقه مند بود و از ان بهره می برد ، اما عمر هرگز !!!

این احادیث جعلی و ساختگی عمدتا ساخته و پرداخته دستگاه امویان است. انان با استخدام افرادی این احادیث را ساختند و وارد کتب اهل سنت کردند و متاسفانه برخی از محدثان ساده لوح اهل سنت نیز این بافته ها را نقل نمودند. 

این است مکتب ابن عربی و اهل سنت ، مسلمین آگاه باشید این افراد چه کسانی هستند قطعا کسانی که حامیان این گمراهان باشند دشمنان رسول الله و اهل بیت علیهم السلام هستند . 


منبع : طلـبه فاطمـــیابن عربی عمر را معصوم می داند !
برچسب ها : الله ,پیامبر ,شیطان ,راهی ,رسول ,فرمود ,رسول الله ,الله علیه ,عمربن خطاب ,پیامبر فرمود ,خطاب اجازه

شیوه خطاب کردن همسر

:: شیوه خطاب کردن همسر

زوج های جوان یکدیگر را چگونه خطاب کنند تا محبتشان پایدارتر شود ؟

 آیا اشکالی دارد یکدیگر را با اسم کوچک یا لفظ (( تو )) خطاب کنند ؟  



پاسخ : زوج های جوان باید ببینند همسرشان چگونه خطاب کردنی را می پسندد. در روایات ما بر این مساله تاکید شده است . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود : سه چیز است کخ محبت شخص را درباره دیگری خالص می کند  .... یکی از آنها صدا زدن او با اسمی است که وی می پسندد :

و یدعوه باحب الاسماء الیه ( اصول کافی ، ج 2 ، ص 643 )

پس ممکن است این صدا زدن با الفاظی نظیر (( آقا )) ، (( خانم )) ، عزیز و امثال آن باشد . برخی دوست دارند همسرشان آنان را با اسم کوچک صدا بزند که در این صورت توصیه می شود بعد از آن ، پسوند (( جان )) یا (( آقا )) اضافه شود. برخی مایلند نوع خطاب همسرشان در جمع دیگران به ویژه غریبه ها رسمی باشد . 

خطاب با (( تو )) شاید زیاد پسندیده نباشد و ترک ان ، هیچ منافاتی با محبت و مهربانی ندارد . امیرالمومنین علی علیه السلام و حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها  که عاشق هم بودند و تعبیر (( کنا کزوج حمامه فی ایکه : ما همچون دو کبوتر عاشق در لانه ای بودیم . بحارالانوار ج 43 ص 117) درباره آنان در منابع امده است . از القابی چون : یابن ابی طالب ، ابوتراب ، ابالحسن ، بنت رسول الله ، ام الحسن و حبیبتی زهرا استفاده می کردند. نکته اخر آن که همسران باید در این مورد به نقش الگویی خود برای فرزندان نیز توجه داشته باشند.

منبع : طلـبه فاطمـــیشیوه خطاب کردن همسر
برچسب ها : خطاب ,الله ,همسرشان ,خطاب کنند ,چگونه خطاب

سکوت کافى نیست

:: سکوت کافى نیست

حضرت علامه آیت الله سید علی حسینی میلانی :

در جلد سوم کتاب نفیس با پیشوایان هدایت‌گر(شرح زیارت جامعه کبیره)، بخش پنجم و در شرح فراز أُشْهِدُ اللَّهَ وَ أُشْهِدُکُمْ أَنِّی مُؤْمِنٌ بِکُمْ وَ بِمَا آمَنْتُمْ بِهِ، کَافِرٌ بِعَدُوِّکُمْ وَ بِمَا کَفَرْتُمْ بِهِ، به عرضه کردن اعتقادات بر ائمه علیهم السلام می‌پردازند و نخستین عقیده‌اى که خدمت ائمه علیهم السلام اظهار مى شود را، ایمان به ولایت آن حضرات و برائت از مخالفان و دشمنان آن ها می‌دانند. ایشان در ادامه این بحث به تحقق ایمان با برائت اشاره می‌کنند و می‌فرمایند: امّا روایات وارده در این زمینه، فوق حدّ تواتر است که ایمان جز با برائت تحقق پیدا نمى‌کند. این معنا از ضروریات شده که ضرورت، فوق اجماع است. با توجّه به روایات وارده در باب ایمان، حبّ و ولایت اهل بیت علیهم السلام و بغض مخالفان آن ها، این بغض یا جزء ایمان است یا شرط آن، که این مطلب حسّاسى است. معظم له در ادامه به روایات حبّ و بغض اهل بیت در کتب عامه اشاره کرده و پس از آن، درباره وجوب بغض و برائت از مخالفان اهل بیت علیهم السلام مطالب مهمى را بیان می‌کنند که تقدیمتان می‌کنیم: 
کتاب با پیشوایان هدایت‏گر (نگرشى نو به شرح زیارت جامعه کبیره)، جلد 3، ص: 271
از احادیث یاد شده معلوم مى شود که سکوت و بى تفاوتى نسبت به دشمنان اهل بیت کافى نیست; پس اگر کسى امیرالمؤمنین و اهل بیت علیهم السلام را دوست داشته باشد، اما نسبت به مخالفان موضع‌گیرى نکند ولایت ندارد.
از این رو، باید این جهت مورد توجّه قرار بگیرد که صِرف حبّ امیرالمؤمنین براى نجات در آخرت کافى نیست، و اگر کسى بگوید: «من امیرالمؤمنین علیه السلام را دوست دارم، اما از مضمون این احادیث سرپیچى مى کنم» یا فاسق است یا کافر. بلکه کافر است، چرا که اگر کسى به مقتضاى این احادیث به تولّى و تبرّى عمل نکند، فرمان رسول خدا صلى الله علیه وآله را معصیت و با دستور آن حضرت مخالفت نموده، و تردیدى نیست که معصیت رسول خدا معصیت خدا و معصیت در اصول دین، کفر است.
اما کسى که از اهلِ ولایت اهل بیت و برائت از دشمنان است و در عین حال معصیت و گناه مى کند، او در احکام عملى فاسق محسوب مى شود. از این رو در شب هاى ماه مبارک رمضان در دعاى ابوحمزه مى خوانیم:
إلهی لم اَعْصِکَ حین عصیتک وأنا بربوبیتک جاحد، ولا بأمرک مُستخف ولا لعقوبتک متعرّض... لکنْ خطیئة عرضت وسوّلت لی نفسی وغلبنی هوای. وأعاننی على ذلک شقوتی، وغرّنی سترک المرخى علی;1
خدایا! آن گاه که معصیت کردم نمى خواستم با ربوبیّت تو مخالفت کنم و امر تو را سبک بشمارم و نمى خواستم خود را در معرض شکنجه تو قرار دهم... ولى گناهى از من سر زد و نفس مرا به آن واداشت، هواى نَفْسم بر من چیره شد، شقوت و بدبختى مرا یارى کرد، پرده پوشى تو مرا فریب داد.
خلاصه این که خدایا! من در مقام گردنکشى و طغیان در برابر ربوبیت تو نیستم، بلکه گناهى بوده که به جهت غلبه هواى نفس عارض شده.
چقدر فرق است بین این که انسان در اثر غلبه هواى نفس گناه کند که این گناه به اصل ایمان او صدمه نزده، بلکه ایمانش او را به توبه وادار مى کند; یا معصیتى کند که کاشف از عدم ایمان باشد و موجب کفر گردد که اگر با این حال بمیرد، مرگ او مرگ جاهلى و یهودیت باشد؟
احادیث یاد شده مفید آن است که ایمان مرکّب از ولایت و برائت است، یا ولایت، مشروط به برائت است. ولایت، اطاعت مطلقه مى آورد و برائت، عدم پیروى از غیر مى آورد. بنابراین، نمى شود انسان بگوید که من نسبت به رسول خدا و اهل بیت علیهم السلام ولایت دارم و ولایت را به معناى حبّ بگیرد، در عین حال نسبت به دشمنان آنان بى تفاوت باشد، یا احیاناً از آن ها نیز دفاع و یا حتى پیروى کند.
به سخن دیگر، اساساً ایمان به رسول خدا و اهل بیت علیهم السلام نظیر توحید خداوند متعال است، کلمه توحید یک کلمه، مشتمل بر نفى و اثبات است که پیش‌تر گفتیم طبق آیه شریفه استمساک به العروة الوثقای موجب نجات در آخرت، حاصل نمى شود مگر به ایمان به خدا و کفر به طاغوت.
با توجه به استدلالى که از نظر قرآنى، حدیثى و عقلى گذشت، معناى اجمالى و کلّى این فراز چنین است که مى خواهیم به امام علیه السلام عرض کنیم: ما در برابر شخص شما، شئون و امورتان تسلیم هستیم.
هر چند بعد از این فراز کلمه «تسلیم» نیامده، اما معناى مقصود این طور است و البته کلمه یاد شده در آینده نیز به صراحت خواهد آمد.
به تعبیر دیگر، ما سر سپرده شما هستیم; نه فقط به خودتان ایمان داریم; بلکه به تمام آن چه که شما معتقد هستید و ایمان دارید ما نیز اعتقاد و ایمان داریم.
براى مثال ائمه علیهم السلام در باب توحید، ایمان دارند که خداوند متعال جسم نیست. ایمان دارند که صفات خالق متعال عین ذات است، نه زائد بر ذات. آن بزرگواران به عدل بارى تعالى ایمان دارند. آن حضرات به جهان آخرت و معاد جسمانى ایمان دارند. البته دلایل این موارد از فرمایشاتشان در کتاب هاى حدیثى و کلامى مطرح شده است.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
لا جبر ولا تفویض ولکن أمر بین أمرین.2
این اعتقاد ائمه علیهم السلام است. آنان مردم را نیز به همین عقیده دعوت کرده‌اند.
آنان به شئونات پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله از قرآن، عصمت و دیگر جهات متعلّق به نبوّت ایمان دارند.
ما نیز به همه این امور ایمان داریم که اگر نتوانستیم از روى ادلّه به تمام آن چه ذکر شد، به تفصیل ایمان داشته باشیم باید به قدر وسع، کوشش کنیم تا بتوانیم بر مسائل اصلى اقامه دلیل و برهان کنیم. اما اگر نتوانستیم حتى نسبت به بعضى از این امور، ادلّه را بدانیم و اعتقاد تفصیلى پیدا کنیم، اعتقاد اجمالى لازم خواهد بود و عرض مى کنیم: به آن چه که شما ایمان دارید و همان که شما معتقد هستید و مردم را به آن دعوت کردید، ما ایمان داریم.
این است معناى اطاعت مطلقه; پیروى بى چون و چرا در همه مسائل اعتقادى، عملى، اوامر و نواهى تکلیفى و ارشادى و نیز در سیره و روش که باید از آن بزرگواران تبعیت کنیم.
آن گاه به حضورشان عرض مى کنیم: ما با کسانى که با شما مخالفند، مخالفیم و آن هایى که با شما دشمنى دارند، دشمن هستیم. ما راه مخالفان شما را نمى رویم و ما نمى‌توانیم پیرو مخالفان شما باشیم. آن هایى که از نظر شما مطرود هستند، ما نیز آن ها را طرد مى‌کنیم.
این همان ولایت به معناى حقیقى است; یعنى، چه اشخاص، چه افکار و آرا و انظار و چه اقوال و افعال، هر چه که از طرف شما مطرود واقع شده ما نیز آن را طرد مى‌کنیم; اعم از این که سبب این طرد را بدانیم یا ندانیم. اگر بدانیم بهتر و اگر ندانستیم همین قدر دانستیم که شما طرد کرده‌اید ما نیز آن را طرد و از آن بیزاریم. چون به طور مطلق پیرو شما هستیم.
این معناى تسلیم و واقع تشیّع است...

1. مصباح المتهجد: 589، اقبال الاعمال: 1 / 166، بحار الأنوار: 95 / 88 .
2. ر.ک: الکافى: 1 / 160، حدیث 13، التوحید، شیخ صدوق: 362، بحار الأنوار: 5 / 17، حدیث 27.

برگرفته از کتاب با پیشوایان هدایت‏گر (نگرشى نو به شرح زیارت جامعه کبیره) ـ اثر حضرت آیت الله حاج سید علی حسینی میلانی (مدظله العالی)


منبع : طلـبه فاطمـــیسکوت کافى نیست
برچسب ها : ایمان ,السلام ,علیهم ,ولایت ,برائت ,معناى ,علیهم السلام ,ایمان دارند ,ائمه علیهم ,ایمان داریم ,علیه السلام ,ائمه علیهم السلام ,زیارت جامعه کبیره

پیام حضرت آیت الله العظمی شیرازی به مناسبت رخدادهای دردناک و جنایت ضد بشریِ نیجریه

:: پیام حضرت آیت الله العظمی شیرازی به مناسبت رخدادهای دردناک و جنایت ضد بشریِ نیجریه


به مناسبت حوادث خونین اخیر نیجریه که به تمام معنا یک جنایت ضد بشری است، بنیاد جهانی حضرت آیت الله العظمی شیرازی پیامی به شرح زیر صادر کرد:
 
بسم الله الرحمن الرحیم
 
خدای متعال می فرماید: «وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ؛ (ای پیامبر) هرگز گمان مبر آنها که در راه خدا کشته شده اند مردگانند، بلکه آنها زنده اند و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند»(آل عمران/169). 

بنیاد جهانی حضرت آیت الله العظمی شیرازی کشتگان و قربانیان قتل عام اخیر در نیجریه را شهیدانی می داند که نزد خدای منان جای دارند، چراکه به دست مشتی جنایتکار و ستم پیشه ی وابسته به دولت نیجریه ترور شده، از این دنیا کوچ کرده و به سوی خدای متعال پرواز کردند؛ جنایتکارانی که انگیزه و کینه ی مذهبی، آنان را به کشتن ده ها تن از شهروندان بی پناه واداشت و تنها جرم قربانیان این بود که پیرو مذهب اهل بیت علیهم السلام بودند. 

نیروهای امنیتیِ نیجریه مرتکب جنایتی شدند که در دهه های گذشته بی سابقه بود، بدین ترتیب که بدون اخطار و هشدار قبلی انبوه شهروندان بی دفاعِ شهر زاریا واقع در شمال این کشور را هدف آتش بازی خود قرار دادند و با خونسردی کامل صدها تن را شهید و مجروح کردند و شمار فراوانی از شیعیان را بازداشت نمودند. 

این کشتار بی هیچ تردیدی دخالت سازمان عفو بین المللی را می طلبد، زیرا اما و اگرها و انجام و نتایج آن با یک جنایت ضد بشریِ تمام عیار همسنگی می کند؛ چیزی که پیگرد قانونی دارد. آنچه در این فاجعه چهره نمود از بی ارزش شمردن جان افرادِ بی گناه و زیر پا گذاشتن بی واهمه ی حقوق بشر از سوی جهانیان حکایت دارد که به صورت آشکار چهره ی زشتِ طبیعتِ سرکشان و به بازی گرفته شدن بی رحمانه ی جان شهروندان را به نمایش می گذارد. 

این بنیاد همچنین از سازمان عمل اسلامی و تمام سازمان های حقوق بشری و انسانی می خواهد درباره ی این کشتار فجیع و خونین تحقیق کرده، نتایج تحقیقات خود را به جهان و افکار عمومی ارائه دهند تا مرتکبان این جنایت رسوا شوند و از سوی جامعه ی جهانی و جامعه ی قضایی تحت پیگرد قرار گیرند. 

برای بازماندگان شهیدان این جنایت، صبر و شکیبایی و مجروحان آن شفای عاجل از خدای منان مسئلت داریم، حسبنا الله ونعم الوکیل.
 
بنیاد جهانی آیت الله العظمی شیرازی 

منبع : طلـبه فاطمـــیپیام حضرت آیت الله العظمی شیرازی به مناسبت رخدادهای دردناک و جنایت ضد بشریِ نیجریه
برچسب ها : الله ,نیجریه ,العظمی ,خدای ,جهانی ,بنیاد ,الله العظمی ,بنیاد جهانی ,العظمی شیرازی ,خدای منان ,خدای متعال ,الله العظمی شیرازی

ابن عربی و معارف اهل بیت علیه السلام

:: ابن عربی و معارف اهل بیت علیه السلام

هیچ خبری از معارف خاندان حضرات اهل بیت علیهم السلام در توحید و خداشناسی در آثار ابن عربی مشاهده نمی شود :



با وجود اینکه عمده آثار ابن عربی در مباحث توحیدی و معارف الهی است ، لیکن از تعالیم اهل بیت علیهم السلام در این باره خبری نیست ! وی در مهمترین اثرش که فتوحات مکیه می باشد دائما از صوفیان نسل های گذشته مانند بایزید بسطامی ، حلاج ، عبدالقادر گیلانی و ... تمجید می کند و سخنان نغز آنان را در توحید و مباحث عقیدتی با آب و تاب فراوانی نقل می نماید و در بسیاری از موارد ، قول آن صوفیان را به عنوان عقیده صحیح و قول حق می پذیرد اما هیچ سخنی از سخنان ائمه اطهار علیهم السلام در این باره نمی اورد و این در حالی است که عالی ترین و پر بها ترین تعالیم توحیدی و عرفانی در کلام ائمه اطهار علیهم السلام به ویژه مولای عارفان حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام به وفور یافت می شود. عرفان بایزید بسطامی و حلاج و شبلی و ... در برابر عرفان امامان معصوم علیهم السلام صفر است . اما ابن عربی که خود را آزاده و محقق می داند بزرگان صوفیه آنچنان در نظرش درخشیده اند که هیچ ارزشی برای توحید امام معصوم علیه السلام قائل نمی باشد ، وی فقط در چند مورد در آثارش برخی از امامان علیهم السلام را به عنوان یکی از راویان حدیث در کنار ابوهریره و دیگران ذکر می نماید !! این است افکار ابن عربی سنی متعصب پدر عرفان کاذب که بعض عرفای شیعه به جای تحقیق در کلام اهل بیت علیهم السلام دنبال عقائد فاسد او می روند .


منبع : طلـبه فاطمـــیابن عربی و معارف اهل بیت علیه السلام
برچسب ها : السلام ,علیهم ,عربی ,علیه ,عرفان ,توحید ,علیهم السلام ,علیه السلام ,اطهار علیهم ,ائمه اطهار ,بایزید بسطامی ,اطهار علیهم السلام ,ائمه اطهار علیهم

تمسخر زیارت قبور در عرفان حلقه و تصوف

:: تمسخر زیارت قبور در عرفان حلقه و تصوف

تمسخر زیارت قبور در عرفان حلقه و تصوف



در این کلیپ مشاهده می کنید که آقای #طاهری و آقای #الهی قمشه ای زیارت قبور را مسخره کرده و آن را کاری بی فایده و لغو و بلکه مصداق شرک می دانند.

همچنین آقای قمشه ای می گوید: من سی سال است که به زیارت قبر پدرم نرفتم!


این درحالیست که در کتاب کافی بابی با عنوان زیارت قبور وجود دارد.طبق یکی از این احادیث امام صادق علیه السلام می فرمایند:

حضرت فاطمه زهرا علیها سلام روزهای دوشنبه و پنج شنبه مرقد شریف رسول اکرم صلی الله علیه وآله را زیارت می کردند.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏3، ص: 228

لینک دانلود کلیپ : دانلود 

# فرهنگ غلط #
منبع : طلـبه فاطمـــیتمسخر زیارت قبور در عرفان حلقه و تصوف
برچسب ها : زیارت ,قبور ,آقای ,زیارت قبور ,عرفان حلقه ,تمسخر زیارت